مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

506

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

اغتراب : غريب و مسافر گشتن ، از ديار خويش دور شدن اقبال : روى آوردن اقبح : زشت‌تر ، نازيباتر اقطار : گوشه‌ها ، كنارها ، اطراف ، كرانه‌ها اكاسره : كسرىها ، خسروان ، پادشاهان ، شاهنشاهان ساسانى اكتساب : كسب كردن ، به‌دست آوردن ، فراهم آوردن ، اندوختن اكسير : جوهرى گدازنده كه ماهيت اجسام را تغيير دهد و كاملتر سازد مثلا جيوه را نقره و مس را طلا سازد ، هرچيز مفيد و كمياب اكل : خوردن الم : درد ، دردمند شدن امتثال : فرمان‌بردارى امرود : گلابى انبانچه : انبان كوچك - انبان انبان : كيسه‌اى بزرگ از پوست گوسفند دباغت كرده كه درست از گوسفند برآورند ، پوست بزغالهء خشك كرده كه قلندران در ميان بندند و ذخيره درو نگاه دارند انسيان : انسانها انشاد : شعر كسى را براى ديگرى خواندن ، برخواندن ، تعريف و وصف كردن گمشده را انگشت‌گر : زغال‌فروش اوسط : ميانين ، وسطى اهلا و سهلا : مرحبا ، خوش آمديد اهمال : فروگذاشتن ، واگذاشتن ، سستى كردن در كارى ، سهل‌انگارى ، درنگ ايدر : اينجا ، اكنون ، اينك ب بادبيزن : بادبزن باذل : بسيار بخشنده و سخى باقلى : باقلا بايع : فروشنده بحر مالح : درياى شور بحل : حلال ، حلال كردن بدوى : باديه‌نشين بديعه : نو بيرون آورده شده بر اثر : به‌دنبال بربط : بربت ، نوعى ساز برّ : خشكى برق خاطف : برقى كه درخشش آن چشم را خيره سازد